فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
357
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كوچك است با برج و باروئى استوار واقع در سرحد آريا يا آرى « 229 » امروز هند و در مسير جادهاى كه بازرگانان از طريق آن از فارس و خراسان به سند مىروند ، همچنانكه تجار لاهور و اگرا و ديگر ايالات هند نيز براى رفتن به خراسان و آذربايجان و فارس از همين جاده استفاده مىكنند . شاه ايران اهميتى بسزا براى اين شهر قائل بود زيرا از چندى پيش تصميم داشت كالاى صادره از طريق دريا و هرمز را در اين شهر متمركز كند و به همين سبب همواره پادگانى منظم و قوى را به فرماندهى شخصى مورد اعتماد در اين شهر نگاه مىداشت . اما در اين زمان فرمانده پادگان اين شهر خواه از آن جهت كه از دربار ايران ناراضى بود و يا بسبب پولى كه شاه لاهور به دو و افرادش داده بود ، خود را فروخته و همانند بسيارى ايرانيان و خراسانيان و ازبكها و ديگر ملتهاى آسيا كه جيرهخوار شاه هند هستند به خدمت وى درآمده بود . دو روز بعد شاه ابراز علاقه كرد كه شب هنگام تفريح و سرگرمى ديگرى در ميدان براى سفرا ترتيب دهد . بدين جهت به فرمان وى در همهء دكانها و حجرههاى فوقانى آنها چراغ افروختند تا ميدان كاملا روشن باشد . اين سرگرمى بسيار ناچيز بود و كمتر بينندگان را راضى مىكرد زيرا در آن جز چند مرد برهنه كه بايد قوچها و گاوها را به همان شيوه كه در توصيف شهر كاشان بيان كرديم بجنگ بيندازند ، تردستى ديگرى به نمايش گذاشته نمىشد . با اينحال از همهء سفرا دعوت كرده بودند كه براى شركت در اين جشن يك ساعت از شب گذشته در ميدان حاضر شوند . همچنين گروه بيشمارى از مردم ، بيشتر غربا تا اهالى شهر ، براى تماشاى جشن گرد آمده بودند چنان كه ميدان با همهء بزرگى گنجايش همهء تماشاگران را نداشت . بمحض آنكه شاه از كاخش خارج شد جنگ حيوانات آغاز گشت . در اين موقع قوچها را كه از هر طرف بر سر آنها شرطبندى مىشد رها كردند . مربيان و هواخواهان هريك از دو طرف قوچ مورد علاقهء
--> ( 229 ) Arat : آرى يا آريا نام ايالت قديم ايران است كه مشتمل بر خراسانشرقى و سيستان بوده است ( ر . ك . لغتنامهء دهخدا ذيل همين كلمات ) . - م .